معرفي سورشجان
شهرسورشجان مرکز بخش لاران است و از توابع استان چهارمحال و بختیاری است ، این شهر در فاصله ی ۱۸ کیلومتری مرکز استان قرار گرفته است . تنها راه ارتباطی این شهر بزرگراه استان می باشد ، این موضوع از ارتباط نسبتا قوی سورشجان با مرکزاستان حکایت می کند. سورشجان دارای اقلیم سرد و کوهستانی است که زمستان های سرد وبرف گیر و تابستان های خنک و دل پذیری است.
تاریخ شهر سورشجان به قرون باستانی ایران زمین بر می گردد ، آثارتاریخی این شهر که اکنون تخریب شده حکایت از تمدن۲هزارساله در این منطقه دارد.
سورشجان یکی از شهر های تمدن بزرگ و جلگه ی خوزستان بوده است . این فرضیه با توجه به آثاری که در این شهر پیدا شده است
و همچنین مطابقت با ضلع شمال شرقی تمدن شوش داده می شود . انشان سوزیان یار سوماچ انزان و ازجمله شهرهای دوران ایلامی هستند که از نظر لغوی و زبان شناسی تاریخی با کلمه سورشگان مطابقت دارد ...
* برخی از معانی قدیمی سورشجان *
سورشجان به معنی جایگاه سوروش است .
سورشجان به معنی محل مهمانی است .
سورشجان به معنای یک نوع گیاه است که غالبا دراین منطقه می روییده است .
* تا قبل از ورود اسلام نام سورشجان ( سورشگان ) بوده است . ودر حال حاضر هم اهالی منطقه سورشگان تلفظ می کنند ولی بعد از ورود اسلام با توجه به اینکه زبان عربی کلمه " گ " وجود ندارد درمتون دیوانی و قدیمی به سورشجان تغییر اسم داده است .
مردم سورشجان
مردم شهر سورشجان از نژاد خاصی برخوردار نیستند. و تاحدودی می توان آن را به یختیاری نسبت داد . و طوایف حیدری ، حسن زاده ، حسین زاده ، رضایی ، عبدالله زاده ، باقرزاده ، عباسی هستند . با توسعه شهر مردم دیگری از روستاها و شهرهای دیگر نظیر خوی وکوهرنگ و نواحی دیگر هم به آن مهاجرت کرده اند. مردم سورشجان به اندازه ی کمی بختیاری سخن میگویند که در آن واژهای پهلوی و باستانی فراوانی وجود دارد.
ا توجه به میزان نزولات جوی و جاری شدن رودخانه
های پر آب، كشاورزی یكی از مهم ترین اركان اقتصادی محسوب می شود. ازمیان محصولات سالانه
استان، غلات از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. به طوری كه ۴/۷۰ درصد از كل سطح زیر كشت محصولات سالانه، به
غلات اختصاص داده شده است. بعد از غلات، نباتات علوفه ای با ۳/۲۱ درصد، بیش ترین میزان سطح زیركشت محصولات
سالانه را به خود اختصاص داده اند.
و برخی از افراد نیز به پیشه ی دامداری و پرورش دام مشغول اند.
سوغات : کشک ، دوغ ، پنیر ، قارا و... دانست.
صنعت : جریان توسعه صنعت از رونق چندانی برخوردار نیست. ولی با این وجود؛ صنایع شهر به دو دسته ماشینی و دستی تقسیم می شود. که در بخش صنایع ماشینی مهم ترین آنها مرغداری است. اما در بخش صنایع دستی که بیشتر می توان به انواع بافته های خانگی ،گلیم بافی، جاجیم بافی، قالی (این بافته ها كه در اندازههای مختلف بافته می شود وشهرت جهانی دارد و در بیش تر كشورهای اروپایی به معرض نمایش گذاشته می شوند. كلیه رنگآمیزی اصالت خاصی داشته و ثبات رنگ توسط اساتید هنر رنگ آمیزی انجام می شود كه در نوع خود منحصر به فرد و كم نظیر است ) نام برد.
زیارتگاه ها :امام زاده آقاسید محمد
مساجد : چهارده معصوم ، صاحب الزمان ، جامع
بانک ها : بانک ملی ایران ، بانک صادرات ، بانک سپه ، بانک کشاورزی و بانک مهرایران ...
مراکز پزشکی درمانی : دو درمانگاه ویک اورژانس و هشت مطب پزشکی
مراکز ورزشی : دارای یک سالن کشتی ، دو سالن فوتسال ، یک باشگاه بدنسازی و ...
مراکز آموزشی : مرکز پرورش فکری کودکان ، آموزشگاه های زبان ، آموزشگاه کامپیوتر ، آموزشگاه های هنری ،آموزشگاه های فکری و ...
کتابخانه : کتابخانه عمومی فردوسی
و بخش داری ، کلانتری ، آتش نشانی ، بخشداری بخش لاران دارای یک عدد پمپ بنزین و دو پمپ گازچشمه ی مایک: كه در زمره دیدنی های محوری سورشجان محسوب می گردد؛با توجه به حجم نزولات چشمه ی مایک و پايين بودن سطح تبخير و موقعيت نسبتاً مناسب تشكيلات زمين شناختي قسمت اعظم آبهاي سطح الارضي و تحت الارضي آب موردنیاز زمین های کشاورزی اطراف خود را تامین میکند. شهرسورشجان با در اختيار داشتن طبيعت زيبا و بكر خود در فصول بهار و زمستان و تابستان پذيراي مسافران و توريستهاي داخلي و خارجي است و اكوتوريسم اين استان ازجاذبههاي بارز آن محسوب ميشود.
امامزاده آقا سید محمد: (یکی از فرزندان امام جعفر صادق دانسته شده است) از مکانهای دیدنی این شهر است. که در بالای کوهی بلندی مدفون شده است. که به قولی او را در آنجا کشته اند.
گردنه معروف خلک : که در شرق سورشجان قرار گرفته است و با توجه به سرد سیری بودن منطقه در زمستان مشکلات زیادی برای رانندگان فراهم کرده است ( که اکنون تصمیم به دوبانده کردن جاده کرده اند.)
تنگه پردنجان : در غرب سورشجان باید از منطقه استراتژیک و بسیار معروف به نام تنگ پردنجان عبور کرد ، که در صورت مصدود شدن این تنگه ، ارتباط با شهرستان فارسان و شوراب تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد.
اشترمل : در شمال شهر سورشجان جای دارد. که در قدیم به آن اشترمل گویند. وجه تسمیه این تپه با یک نظر به آن کاملا روشن و قابل درک است . وقتی از دور به آن نگاه کنی شکل کوهان یک شتر را دارد و کلمه مول در لفظ محلی معنی پشت و شانه را دارد . پس کلمه اشترمل به معنی پشت سر و یا کوهان شتر معنا می دهد . منبع آب آشامیدنی شهر و دکل صدا و سیما بر فراز این تپه قرار گرفته است
تزگرش : در جنوب غربی شهر و تقریبا در همان عرض تپه اشترمل تپه دیگری قرار گرفته است که به تزگرش مشهور است و به علت اینکه رنگ تپه تقریبا تیره به نظر می رسد و خاک آن دور یخ می زند ، اعتقاد همگان بر این است که این تپه دارای نفت می باشد . در وجه تسمیه نام این تپه (تزگرش) در بین مردم دو علت برای آن ذکر کرده اند.
۱- قول اول به این صورت است که قبلا این تپه (تزگرش) دارای پوشش گیاهی بسیار خوبی بوده است و محل چرای بزهای روستا بوده است به بزگردش و به مرور زمان به گردش و در حال حاظر تزگرش نامیده می شود. .
۲- قول دوم نیز به این صورت است که از زمانهای قدیم که دزدان و غارتگران به روستاها حمله می کردند سورشجان نیز از چنین حملاتی مصون نمانده ، دزدان برای حمله و مخفی بودن از دید مردم روستا از این تپه استفاده می کردند ، موقعی که حس میکردند بدست مردم می افتند خود را در میان سنگهای این تپه مخفی می کردند
منطقه شکار ممنوع شیدا: یکی از مناطق حفاظت شده ی سورشجان است. که درمسیر شهرکرد- سورشجان قرار گرفته است.
|
آدمی که مالس ایره˛ اِیمونس هم ایره کسی که مالش می رود˛ ایمانش هم می رود. ” کنایه از اینکه مالش به سرقت برود ˛ ممکن است با مظنون شدن به این و آن ˛ ایمانش هم از دست برود . ای بَو خونه نیدی˛ اِدا شاهی ایکرد . ” اگر پدرخود را نمی دید˛ ادعای پادشاهی می کرد ” . این ضرب المثل در مورد افرادی که خیلی زود اصل و نصب خود رافراموش کرده وبه دیگران تفاخر می کنند˛ بکار می رود . اَی خومه نَیدی˛ گِو رشید خویی دارم . " اگر خودم را ندیده ای˛ برادر رشید خوی دارم ." این ضرب المثل درباره کسانی به کار میرود که بیش از آنچه به توانایی های خود تکیه کنند˛ متکی به توانایی دیگران می شوند . اَی لیشَم ˛ گوشت میشَم . " اگر زشت هستم˛ گوشت میش هستم " . یعنی ماهیتم خوب است˛ هرچند که ظاهرم بد باشد . اصل هم ماهیت هر چیزی است. اَی نخریدم نون گندم ˛ اما دیدم دست مردم . " اگر نخوردیم نان گندم ˛ اما دیدم دست مردم " . یعنی اگر خودمان کاری تجربه نکرده ایم ˛ ولی با توجه به تجربیات دیگران با آن آشنایی داریم . به کوره گُودن چه اِخی ؟ گهد دو تیه روشن . " به کور گفتند چه می خواهی ؟ گفت دو چشم روشن " . این ضرب المثل دربیان آرزو های بدیهی بکار می رود . |